عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

611

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

فى حرف الميم بلفظ من قال عليه السّلام : فصل هفتاد و هفتم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف ميم بلفظ من آن حضرت ع فرمود : 1 من امن امن : آنكه مؤمن ( به خدا ) شد ايمن است . 2 من ايقن احسن : آنكه يقين ( به خدا و قيامت پيدا ) كرد خوب عمل كرد . 3 من اسلم سلم : آنكه اسلام آورد سالم زيست . 4 من تعلّم علم : آنكه دانش آموخت دانا شد . 5 من اعتزل سلم : آنكه كنارى گزيد آسوده زيست . 6 من عقل فهم : آنكه دانا شد دانست ( و بحكمت الهى و حقايق اشياء راه جست ) . 7 من عرف كفّ : آنكه خدا را شناخت ( از ناشايسته‌ها ) باز ايستاد . 8 من عقل عفّ : هر كه خردمند شد پرهيز كرد . 9 من اختبر اعتزل : هر كه ( مردم را ) آزمود . كناره گزيد ( و دانست اغلب مردم گرگ و دزدند و از آنان كناره گزيدن اوليست ) . 10 من احسن ظنهّ اهمل : هر كه كمانش نيكو شد جهان را وا گذاشت . 11 من ساء ظنهّ تامّل : هر كه بدگمان ( به خدا ) شد بانديشه و آرزو افتاد ( كه مال گرد آرد و شهوت رانى كند ) . 12 من عمل بالحقّ غنم : هر كه بحقّ عمل كرد بهره‌مند شد 13 من ركب الباطل ندم : هر كه سوار مركب باطل شد پشيمان است . 14 من ملك هواه ضلّ : هر كه هواى نفسش بر وى تسلّط پيدا كرد گمراه شد . 15 من ملكه الطّمع ذلّ : هر كه در بند طمع افتاد خوار است . 16 من تفهّم فهم : هر كه خواست بفهمد فهميد ( و هر كه نخواست ندانست ) . 17 من تحلّم حلم : هر كه خواست بردبار باشد بردبار شد . 18 من عجل ذلّ : هر كه شتابكارى كرد لغزيد . 19 من قلّ زلّ : هر كه خود را كم گرفت ( و دچار ضعف نفس شد ) خوار است .